نفوذی ها . . . !!

طهماسبی مدیر مسئول
در این یادداشت قصد دارم نفوذ را با دو خاطره تاریخی توضیح دهم .
تیتو در خاطراتش میگوید چند سال پس از پیروزی انقلاب و استقرار دولت از کاگب(سازمان اطلاعات روسیه) به من اطلاع دادند که در کابینه شما یک جاسوس سازمان جاسوسی آمریکا «سیا» وجود دارد ، وی را شناسایی و دستگیر کنید.
تیتو میگوید تمام تلفنها و مکاتبات و رفتار افراد کابینه را تحت کنترل قرار دادیم و پس از مدتی مایوس شدیم و هیچ نشانی از جاسوس پیدا نکردیم.
وی پس از مدتی جستجو ، ناامیدانه و عاجزانه درخواست شناسایی و معرفی جاسوس در کابینه را از روسیه میکند.
از «کا گ ب» به وی اطلاع میدهند «معاون اول تو در کابینه ، جاسوس سازمان سیا است.»
تیتو از این خبر متحیر میشود و پس از اتمام یکی از جلسات کابینه از وی میخواهد بماند.
تیتو میگوید در یک جلسه دو نفری اسلحه را روی شقیقه معاون اول گذاشتم و از وی سؤال کردم آیا تو جاسوس سیا هستی؟ او که متوجه شد قضیه لو رفته است به جاسوسی خود اعتراف کرد.
تیتو از او سؤال میکند از چه وقت با سیا همکاری میکنی؟ پاسخ میدهد از زمان دانشجویی قبل از پیروزی انقلاب در زمان جنگهای چریکی!
تیتو سوال میکند در این مدت با تمام کنترلهای امنیتی ، هیچ ارتباطی با سیا ، از تو کشف نشد؟
معاون اول پاسخ میدهد الان نیز هیچ ارتباطی با سیا ندارم.
تیتو میپرسد چگونه عضوی هستید که ارتباط ندارید؟
معاون اول میگوید سیا مسئولیتی به من واگذار کرده که وظیفه ام را انجام میدهم.
تیتو میپرسد مسئولیت تو چیست؟
معاون اول میگوید به من ماموریت داده شده تا « در سپردن پستها به افراد ، غیر تخصصی و نا همسو عمل کنم » و تا کنون هم این گونه عمل کردهام!
تیتو گفته است نگاهی کردم به افراد کابینه و مدیران ارشد دیدم همین طور است!
هیچ کس سر جای خودش نیست !
مثلا طرف دکترای کشاورزی دارد ولی وزیر نیرو است و یا دیگری برق خوانده اما وزیر مسکن است!
طرف اصلا سواد اقتصادی ندارد وزیر اقتصاد است .
معاون اول و جاسوس تیتو میگوید: تحلیل سیا این بوده و هست که با این روش ، انقلاب تیتو در یوگسلاوی بدون کودتا و حمله خارجی از درون متلاشی میشود.
بگذارید نفوذ را با مثالی از کشورمان بگویم
اول مهر ۱۳۳۲ یک آتش سوزی عمدی در فرودگاه نظامی قلعه مرغی تهران رخ میدهد .با توجه به اهمیت موضوع دادستانی ارتش بهترین افسر خود را برای پیگیری این موضوع مامور میکند.
افسری ممتاز بنام سرهنگ مبشری مامور پیگیری علت آتش سوزی میشود و پس از مدتی خرابکاران شناسایی و محاکمه میشوند.
دادگاه به خرابکاران حکم حبس ابد میدهد که سرهنگ مبشری از این حکم بسیار ناراحت میشود و اعتراض میکند که چرا محکومین اعدام نشده و حبس ابد گرفته اند .
پس از این موضوع چند ماه بعد یک سازمان مخفی از افسران نفوذی حزب توده در ارتش شناسایی میشود که سردسته این افسران کسی نبود جز سرهنگ محمدعلی مبشری ، همان کسی که از اعدام نشدن محکومین یا خائنین ناراحت و عصبانی بود.
میخواهم بگویم ؛ عناصر نفوذی در هر سازمان ، حزب ، جناح و دولتي گاها کسانی هستند که بسیار سختگیر ، متعصب و تندرو هستند .اینها معتقدترین ، بی مماشات ترین ، دلسوزترین و کوشا ترین افراد یک سازمان بنظر میرسند تا کسی به آنها شک نکند تا به مدارج و جایگاه بالاتری دست بیابند .
اینها اگر لازم شود دست بوسی میکنند ، اگر قرار به شعار و فریاد باشد گلو پاره میکنند، اگر قرار به تندروی شود مرزهای تندروی را جابجا میکنند ، اگر لازم به دیده شدن باشد صف اول می ایستند !!
خلاصه کنم ؛
وقتی میبینید هیچ کس سر جای خودش نیست یا برخی با تعصب و تندروی امور مملکت را بهم میریزند جاسوس و نفوذی را بین آنها جستجو کنید !!
انتهای پیام / روزنامه دیدهبان زاگرس

