نه میرآب خوبی بودیم نه "نعمت نفتی" قابلی!

کد خبر: 2516-40825 گروه: یادداشت
1404/08/25 09:20

در سال 1345 سه نفر عریضه ای  جهت حفر چهار حلقه چاه عمیق در دشت جیرفت به دستگاه مربوطه تقدیم می کنند. شرکت آب منطقه ضمن رد درخواست آنها به استناد قانون، این نکته مهم را گوشزد می کند:

منابع آب و خاک به یک نسل تعلق ندارد و دولت نمیتواند شاهد و ناظر از بین رفتن این منابع باشد!

دیدگاه جامع فوق صرفا ریشه در عقلانیت مدرن و آموزەهای علمی در این رابطه ندارد. بلکه مدیریت آب در کشوری نسبتا فقیر از لحاظ منابع آبی پیشینەای چند هزار ساله دارد

معلوم نیست که چگونه در دهه های اخیر این نگاه بلند اندیش زائل شد و با آب و خاک مانند غنیمت جنگی رفتار شد.

ایران در حال حاضر دارای حدود یک میلیون حلقه چاه آب است که نیمی از آن غیر مجاز است.

این در حالیست که جمع چاه های آب کشورهای خاورمیانه 400 هزار حلقه است.

وضعیت نگهداری از خاک از این هم بدتر است. در دوره  وزارت کلانتری، با اجرای طرح موسوم به طوبی، میلیونها هکتار از اراضی دولتی با لطایف الحیل به تصرف مالکان خصوصی در آمد. جدا از تصرف اراضی ملی، کشاورزی هم به طرزی نامناسب گسترش یافت و منابع آبی بیشتری را بلعید.

ایران باستان به عنوان دولتی کهن از دیرباز به عنوان یکی از الگوهای شیوەی تولید آسیایی و برقراری استبداد شرقی مطرح بوده است. به این معنا که بر اثر کمبود آب، وجود یک دستگاه دولتی قاهر جهت مدیریت و توزیع منابع محدود به ضرورتی ناگزیر تبدیل می شد.

پژوهشگران غربی وجود شبکه های گستردەی قنات را دلیل این ارزیابی می دانستند. امری که صرفا از دولتی قوی و صاحب اختیار بر می آمد و میرآبی آن را در مقام مستید و قدرت فائقه قرار می داد.

در دوران معاصر استبداد نفتی جای میرآبی را گرفت. اما به شکلی دراماتیک آب و نفت هر دو سرنوشتی تراژیک یافتند، نه بسان گذشته میرآب خوبی بودیم نه یک دولت رانتیر کلاسیک!

هر کس به قله  قدرت نزدیک تر بود، سهم بیشتری از درآمدهای نفتی را به صورت مستقیم و غیرمستقیم برد.

آب و خاک اما به شکلی گسترده تر حیف و میل شدند.

ریشه  طرح طوبی به یک توهم انقلابی بر می گشت: خودکفایی و استقلال غذایی و استغنا از جهان. اما مانند هر طرح ایدئووژی زدەی دیگر سوار بر  ارابه  چهار نعل  فساد سر از ناکجاآباد در آورد.

 

غیر از دست درازی عمومی به منابع آبی که در غیاب حاکمیت قانون و پیروی از یک سیاست افراطی حامی پروری شکل تاراج به خود گرفت، دستکاری های  بروکراتیک  هم سهمی درخور داشت. انتقال آب از پیرامون به مرکز و از مناطق حاشیه ای به مراکز شهری پرجمعیت.

فاجعه  امروز محصول زوال عقلانیت است

 


انتهای پیام / روزنامه دیده‌بان زاگرس
دیده‌بان زاگرس امروز
آرشیو

یادداشت
آرشیو