توسعه در بینظمی!

ثريا صفری
مسير كوتاهي را بايد پياده ميرفتم كه به ايستگاه تاكسي برسم تا به خانه برگردم. چون مسير كوتاه بود بهصرفه نبود اسنپ بگيرم به همين دليل حدود پانصد قدم را پياده رفتم.
اولين تاكسي را سوار شدم و بلافاصله كرايه را از كيف پول بيرون آوردم و به راننده تقديم كردم. مسافرها يكييكي سوار شدند و بهدليل شلوغي غروبها، سرعت تاكسي از عابر پياده كمتر بود. در همان مسير كوتاه دو ايستگاه اتوبوس ديدم كه پيش از اينها نديده بودم، سايبان و صندلي داشتند و تعدادي زن و مرد منتظر اتوبوس بودند اما در مقابل هر دو ايستگاه خودروهاي سواري دوبل پارك كرده بودند و معلوم نبود اگر اتوبوس بيايد چگونه بايد توقف كند تا مسافران، سوار و پياده شوند. دو ايستگاه اتوبوس مركز شهر اين وضعيت را داشتند. به اين فكر ميكردم كه تكليف توقف اتوبوس چه ميشود كه در ايستگاه سوم، ناباورانه ديدم اتوبوس مجبور شد وسط خيابان توقف كند و چند نفر به سرعت برق و باد از آن پياده شوند و در ميان بوقهاي ممتد و بدوبيراههاي مرسوم اين روزگار، خود را به طرف ديگر خيابان برسانند. چيزي نمانده بود، خودروهاي عصباني يكيشان را نقش خيابان كنند كه مسافران تاكسي نيمخيز شدند و همه گفتند:»زدش«. بحث بين مسافران تاكسي بالا گرفت و هر كدام كسي را مقصر ميدانستند. اين يكي از مواردي است كه نشان ميدهد، توسعهيافته نيستيم و حتي بهجاي پيشرفت، پسرفت ميكنيم.
توسعه رابطهي تنگاتنگي با نظم دارد و براي رسيدن به نظم بايد سلسلهمراتبي رعايت شود كه در كشور و شهر ما، رعايت نميشود. آيا شهرداري، ايستگاه اتوبوس را درست جانمايي كرده؟ آيا رانندگان اينقدر شهروند هستند تا بدانند و بفهمند كه در مقابل ايستگاه اتوبوس، دوبل پارك نكنند؟ آيا رانندهي اتوبوس ميداند توقف در وسط خيابان تجاوز به حقوق شهروندان است؟ توسعهنيافتگي از سازمانها و نهادهاي دولتي جاري ميشود و در زندگي روزمرهي مردم، جريان پيدا ميكند. برخلاف بسياري از كشورها كه تلاش ميكنند تا زنجيرهي رسيدن به توسعه را محكم در كنار هم بچينند در كشور ما اين زنجيره را چنان از هم ميپاشند تا هر كس هر چه ميخواهد انجام دهد بي آنكه گوشهچشمي به قوانين داشته باشد. البته كه بينظمي تنها يكي از مواردي است كه ما را از توسعه دور ميكند. فراگيري آداب زندگي شهروندي از خانواده شروع ميشود و در مدرسه و جامعه تكامل مييابد كه ظاهرا مردم ايران در هر سه مورد، دچار ضعف ساختاري هستند. بيقانوني و بينظمي از صدر تا ذيل مملكت را فراگرفته، انتظار توسعه از چنين جامعهاي معقول نيست.
انتهای پیام / روزنامه دیدهبان زاگرس

