حجاب و سرنایی که مسئولین از سر گشادش می زنند.
بسیاری از صاحب نظران به درستی معتقدند که راه حل یک چالش فرهنگی، از مسیر فرهنگ می گذرد. شورای عالی انقلاب فرهنگی، حوزههای علمیه، ستاد احیا امر به معروف و نهی از منکر، سازمان تبلیغات اسلامی، شورای سیاست گذاری ائمه جمعه، وزارت ارشاد و سایر موسسات کم بازده پر توقع فرهنگی که فقط در فصل تصویب بودجه در مجلس نامشان به گوش میرسد و از بیت المال ارتزاق میکنند امروز به جای طلبکاری و درخواست برخورد انتظامی با یک معضل فرهنگی باید پاسخگو عملکردشان باشند.
یکی از دلایل واکنش منفی بخشی از جامعه نسبت به امر به معروف و نهی از منکر در مقوله حجاب، سکوت، موضع ضعیف یا حتی توجیه مسئولین و صاحبان تریبون در خصوص منکرهای بزرگی است که مخاطب آن مسئولین و اجزای حاکمیت است. مانند فساد اقتصادی، افزایش فقر، سیستم بانکی ربوی، جولان آقازاده ها، وضعیت اسفناک خودرو. مردم وقتی میبینند برخی آقایان فریضه بزرگی به نام امر به معروف و نهی از منکر را که عالی ترین وجه آن متوجه حاکمان و کارگزاران است رها کردهاند و بارزترین و تنها ترین مصداق امروزش را حجاب میدانند، حساسیت و همدلی لازم را به خرج نمیدهند و گاه رفتار لجوجانه ای در پیش میگیرند. وقتی شما فساد را به خوب و بد تقسیم میکنید، به آقازادهها نگاه خودی و غیر خودی دارید، عدالت را سیاسی و جناحی مطالبه میکنید و وقتی شما سفره تان را از مردم جدا میکنید باید انتظار این فاصله رفتاری را داشته باشید.
در جامعه ای با مختصات ایران امروز منکر های بزرگتری از بیحجابی وجود دارد، حداقل آنها را هم وزن بی حجابی ببینید، همینقدر برایش وقت صرف کنید، منبر بروید و دعوت به امر معروف و نهی از منکر کنید تا توده های مردم صداقت ببینند و همراهی کنند.
امر به معروف و نهی از منکر قول لین و زبان نرم میخواهد. متاسفانه برخی ائمه جمعه و روحانیون در تبیین ضرورت این فریضه از ادبیات غیر منصفانه ای استفاده میکنند که جز دو قطبی سازی جامعه، تهیه خوراک برای رسانههای معاند و تضعیف جریان انقلابی آورده ای ندارد.
هر نوع طرح و ایده ای در خصوص حجاب باید پیوست جامعه شناسی و روانشناسی داشته باشد.
با اطمینان عرض میکنم اگر جریان متدین و دغدغه مند تا زمان تصویب قانون شفافیت قوای سه گانه و زدودن تعارض منافع از سیستم حکمرانی کشور دست از تجمع نمیکشیدند، اگر برای رسوا کردن و محاکمه رانت خواران چپ و راست و برگزاری دادگاه علنی آنها کفن از تن در نمیآوردند، اگر جریان انقلابی در موضوع سفر خانواده مسئولین کشور به ترکیه آنها را وادار به عذرخواهی میکرد، اگر زبان بران امران به معروف و ناهیان منکر بر مافیای خودروسازی غلبه میکرد، آنگاه حرمت و اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در جامعه نهادینه میشد و بستر لازم برای سایر اولویتهای آن فراهم می شد. راستی اندکی تامل کنیم سهم منکرهای فوق در کلام خطبای کشور چقدر بوده است؟
انتهای پیام / روزنامه دیدهبان زاگرس

