نقش های یک زن !!

کد خبر: 1127-50331 گروه: یادداشت
1405/03/31 01:19

ما محصول نسلی بودیم و زاده‌ی زنانی بودیم که یک تنه هفت خانه را می‌گرداندند و از هر انگشتشان هفت هنر می‌بارید؛

مادرانِ مادران ما کارهای مربوط به مزرعه و کشاورزی، نخ ریسی و جاجیم و گلیم‌بافی ، خشت زنی و دیوار چینی خانه‌هایشان را در کنار بزرگ کردن ده دوازده بچه‌ی قد و نیم قد و نگه‌داری و پرورش گاو ، گوسفند و مرغ و خروس و اردک و فرآوری شیر آنها را به کشک و دوغ و پنیر و قارا و ... را به علاوه‌ی انبوه کارمنزل به عهده داشتند؛ اینها  شرح وظایفشان بود و این حق را به آنها نمی‌دادند و خودشان هم به خودشان نمی‌دادند که از انجام آن سرباز بزنند و شانه خالی کنند. در دوره‌ی مادران ما با صنعتی شدن جوامع و تخصصی‌ شدن کارها مواردی چون نخ ریسی و خشت‌زنی و خانه سازی و دوخت و دوز از عهده ی زن‌ها خارج شد و حجم کارهای خانگی زن‌ها به نحو چشمگیری کمتر شد.

اگر چه خیلی از مادران ما همچنان به قالی‌بافی و دوختن لباس و نگهداری از گاو و گوسفند به خصوص در روستاها مشغوِل بودند اما اینها دیگر وظیفه نبود و هنر بود و فداکاری مادرانه. به ما که رسید باز تخفیف بیشتری حاصل شد. ما اگر چه در کنار درس و تحصیل گاهی کمک حال مادرانمان بودیم غذایی می‌پختیم و جارویی می‌زدیم و بعد که مادر شدیم خانه داری و بچه داری کردیم و بعضاً سرکار هم رفتیم اما در مقایسه با مادرانمان آسودگی و آزادی بیشتری داریم؛ دختران ما اما امروز که در حال تحصیل‌اند و دختر خانواده هستند عموماً هیچ سهمی از کار منزل و رسیدگی به امور خانه‌داری ندارند؛ همین که بشقابی که تویش غذا خورده‌اند را توی سینک بگذارند و رختخوابشان را مرتب کنند کلی قربان صدقه‌شان می‌رویم؛ گاهی با خودم فکر می‌کنم ما دخترانمان را برای خانه‌داری طراحی و تربیت نمی‌کنیم .

از دید مادران ما و نسل‌های پیشین دختران ما ممکن است «بی هنر» «به در نخور » قلمداد و تعریف شوند. شاید پیش‌بینی کنند اینها که مادران فردا و خانم‌های خانه‌های فردا شوند احتمالاً در کار خود در خواهند ماند و کم خواهند آورد. اما به نظر من طبیعت، قانون حاکم بر طبیعت همه چیز را در مسیر «بهتر شدن» به پیش می‌راند و این امر هم از این قانون تخطی نمی‌کند. دختران ما برای خانه‌داری پرورانده و آماده نمی‌شوند اما این بد و هراس انگیز نیست... بندها و زنجیرهایی که قرن‌های متمادی انسانیت زن را و استعدادهای انسانیش را  در چنگال اسارت خود گرفته بود یکی پس از دیگری از پای او باز می‌شود و نقش انسانی طبیعی زن به تدریج به او بازگردانده می‌شود. وقت آن رسیده که بشنویم زن برای خانه‌داری برای مراقبت از خانه و خانواده برای محصور بودن در خانه آفریده نشده... تعجب کنیم و از خود بپرسیم پس هدف از آفرینش «زن» چیست؟ و برای پاسخ دادن به این پرسش خوب فکر کنیم ...

( توجه : این مسئله به معنای نفی ارزش‌های مادر بودن و اهمیت همسر بودن نیست؛ طرح این مسئله به معنای برخاستن به جنگ با نهاد خانواده و خدشه دار کردن  تقدس مادرانه نیست) ..در شماره های بعد راجع به این موضوع صحبت خواهد شد..


انتهای پیام / روزنامه دیده‌بان زاگرس
دیده‌بان زاگرس امروز
آرشیو

یادداشت
آرشیو