طبیعت و عادت...

کد خبر: 1232-50331 گروه: یادداشت
1405/03/31 01:11

زهرا موسایی -

ملاک هنجارهای اجتماعی و باید نبایدهای عرفی ، عادت است در حالی که بهتر بود طبیعت باشد ...

ما درستی یا نادرستی رفتار دیگران را بر مبنای این که عادی اند یا غیر عادی اند، می‌سنجیم و به اینکه آیا رفتارشان در چنان شرایطی مطابق با طبیعت انسانی اوهست یا نه کاری نداریم .

به طور مثال اگر کسی در پیاده‌رو خیابان سفره بیندازد و شروع به غذا خوردن کند و بعد هم آنجا دراز بکشد و چرت مفصلی هم بزند همه آنهایی که شاهد این ماجرا هستند رفتار او را ناپسند و ناروا می‌دانند  و او را سرزنش میکنند ؛چون غیرعادی است هرچند غذا خوردن و استراحت کردن دو عمل طبیعی انسان هستند...

 تصورکنید زندگی چقدرامن و تعامل آدم ها با همدیگر چقدر زیبا میشد اگر ما رفتار دیگران را بر اساس طبیعتشان قضاوت میکردیم و نه عادی بودن شان ..(عادی بودن :رایج بودن، پرتعداد بودن)

من فکر می کنم درست همان قدر که غذا خوردن و استراحت کردن مطابق طبیعت انسانی است خشمگین شدن ،فریاد زدن ،دروغ گفتن خیانت کردن ،دشنام دادن و خشن بودن هم اجزایی از طبیعت انسانی هستند .

در انسان خیر و شر هر دو هم زمان وجود دارد .

 هیچ انسانی زاده نشده و نخواهد شد که وجودش خیر محض باشد و خطا و اشتباه یا جرم و گناهی مرتکب نشود .

می دانید معنی این حرف ساده چیست . ؟

آلبر کامو کتاب زیبایی دارد به نام "سقوط" قهرمان داستان یک وکیل دعاوی پاریسی است به نام "کلامانس" که زمانی بسیار محترم بود ولی رفته رفته به ریایی بودن حرفه‌ی خود اعتقاد پیدا کرد و فهمید در کسوت یک وکیل در مورد موکلان خود چنان قضاوت میکند که گویی خود او هرگز خطاکار نبوده است !او سرانجام بیزار از خود ،پاریس را ترک میکند و خطاهای خود را پیش اشخاص ناشناسی اعتراف می‌کند و در آخر اضافه می‌کند :"البته من همیشه حسن نیت داشته‌ام" و با این جمله دوباره غرق در ریا کاری میشود .

واقعیت این است هر کدام از ما یک "کلامانس" هستیم! یک وکیل برای توجیه و دفاع از خود رفتار خودمان...( بله ،اما من حسن نیت داشته ام ؛ من مجبور بوده ام ؛من ...)و یک قاضی سخت گیر برای محکوم محکوم کردن رفتار دیگران و قضاوت درباره آنها ..!!

 مبنای قضاوت مان هم "عادت "است و نه "طبیعت"...

 من فکر می‌کنم طبیعی است که یک نفر دزدی بکند ...!

طبیعت آدم اقتضا می‌کند وقتی کسی را نگذارند و نشود که احتیاجاتش را از راه درست و معقول تامین کند از راه دزدی تامین کند ...

طبیعی است که کسی به رانت و رشوه متوسل شود وقتی از راه قانونی نمی تواند کارش را پیش ببرد...

 طبیعی است که کسی معتاد بشود به مواد مخدر یا الکل یا سیگار یا هر چیز دیگر !!چون طبیعت آدمی در مواجهه با ناکامی ها و شکست ها و بن بست های پی در پی ،کم می آورد و می خواهد که ولو کوتاه مدت، رنج هایش را فراموش کند...

 لطفاً اگر دیگران را قضاوت می کنید یادتان باشد که انسانها را قضاوت می کنید... یعنی موجودی تشکیل شده از گوشت و پوست و عاطفه و احساس ..احاطه شده با بی نهایت دردو ناکامی... در یک دنیای سیاه بی رحم!! این روزها زیاد می‌شنویم :"ملت ایران سقوط فرهنگی و اخلاقی کرده است! زیاد میشنویم:" من از این مردم بیزارم؛ اگر می توانستم میرفتم جایی که چشمم به هیچ کدامشان نیفتد" زیاد می شنویم :"آدمهای اینجا حریص، حسود ،دروغگو فاسد و... هستند"

 در پاسخ به همه اینها می‌گویم اینها همه طبیعی است .همه این حریص ها و حسود ها و دروغگوها و فریبکار ها و فاسد ها همه طبیعی اند ...ملت فاسد پاسخی طبیعی  به سیستم فاسد و ظالم است!

 مردم ما، آدمهای اینجا "انسان "اند... از جنس همان انسان هایی که در کشورهای اسکاندیناوی زندگی می کنند.. از جنس مردم کشورهای توسعه یافته...

 همان ها که در هلند دروغ نمی گویند و در سوئیس دزدی نمی‌کنند و در آلمان فرهنگ رانندگی بلدند و در ژاپن سخت کوش اند و از کارشان نمی زنند ...

این که پدران و مادران ما ،پیشینیان ما ملتی فرهیخته و شایسته و درستکار بودند و امروز ما اینچنین بد کرداریم موید این حقیقت است که: از میان عوامل سازنده شخصیت (خود_ ژنتیک و محیط )بیشترین تأثیر و عاملیت از آنِ محیط است ؛شامل فرهنگ و فضای حاکم بر خانواده، سنت ها و باورهای رایج در جامعه ،سیاست ، اقتصاد و در راس همه نحوه حکمرانی و اداره ی مملکت...


انتهای پیام / روزنامه دیده‌بان زاگرس
دیده‌بان زاگرس امروز
آرشیو

یادداشت
آرشیو