خطر عادی انگاری فساد
گسترش روابط نا سالم اعم از رانت، تعارض منافع، ارتشاء و اختلاس همچون تازیانه ای بر پیکر نحیف اقتصاد ایران فرود می آید و زخمهای ناشی از سوء مدیریت و تحریم را دو چندان می کند. مسئولین از عزم جدی در برخورد با این اژدهای هفت سر سخن می گویند و گاها دانه درشتها و آقازاده ها نیز محکوم و مشمول مجازات می شوند.
اما مطالعات نشان می دهد که "احساس فساد" در ایران بیش از حجم واقعی فساد بوده، براستی چرا اینگونه است؟ میزان واکنش جامعه نسبت به رانت فلان آقا و اختلاس فلان آقازاده کمتر از واکنش به اخبار مشابه طی سالیان گذشته شده، شاید یکی از دلایل این چالش، عادی انگاری فساد در کشور است. یعنی آحاد جامعه فساد را به عنوان یک واقعیت اجتماعی و اقتصادی لاینحل پذیرفته اند.
اما علت این همزیستی مشمئز کننده با فساد چیست؟
- هیچ انگاری افکار عمومی توسط برخی مسئولین، چهره ها و نهادها
- ریختن قبح رانت و تعارض منافع در بین مسئولین
- ضعف قوانین و جولان قانون دانان قانون شکن
- اطاله دادرسی و دادگاههای غیر علنی
- بازتر شدن دایره اشخاص فاسد
- افزایش حجم فسادها
- گریز مسئولین از شفافیت
- تعارض منافع در سیستم اداری
مبارزه با فساد بیش از سخنرانی و تئوری پردازی، نیازمند اقدام عملی و پاک سازی چهره های فاسد از ساختار سیاسی و مدیریتی نظام است. سرخوردگی مطالبه گران عدالتخواه، تسری بی تفاوتی جامعه به سایر حوزه ها و کاهش سرمایه اجتماعی حاکمیت آسیبهای دردناکی است که ضرورت برخورد دقیق، قاطع و به هنگام در مواجهه با فساد را یادآور می شود.
انتهای پیام / روزنامه دیدهبان زاگرس

