زن !!

کد خبر: 1240-50331 گروه: یادداشت
1405/03/31 01:24

زهرا موسایی -

از دیدن دختر همسایه‌مان بعد از مدت‌ها بسیار خوشحال شده بودم .

از وقتی ازدواج کرده و به شهر دیگری (خوزستان )رفته بود او را ندیده بودم. دورادور خبر داشتم که ازدواج موفقی نداشته و رضایت چندانی از زندگی جدیدش ندارد ..وقتی خبر داد نوبت دکتر دارد و برای یک کار پزشکی قرار است به شهر ما بیاید استقبال کردم و داوطلبانه پذیرفتم که او را همراهی کنم .

چند روز بعد در مطب پزشک مورد نظر، همدیگر را دیدیم و کلی خوش و بش کردیم.

 ظاهراً مشکل قابل اعتنایی نداشت هرچند از درد شکم شکایت فراوانی داشت .

او توضیح چندانی نداد و من هم درست ندیدم کنجکاوی کنم اما پس از ویزیت پزشک در حالی از اتاق بیرون آمد که رنگش مثل گچ سفید شده بود !

از روی دلسوزی و برای کمک ماجرا را پرسیدم و او ترسان و پریشان گفت :که علی رغم اصرار شوهرش تصمیم گرفته بوده مانع حاملگی مجدد خود بشود و به همین منظوردست به کاری زده بود که منجر به فاجعه شده بود !!

حالا نه تنها اصل باروری اش بلکه جانش در معرض خطر بود..

دکتر بلافاصله او را بستری و دستورات لازم، قبل از عمل جراحی را صادر کرد .

از جمله اینکه تلفنی رضایت شوهرش را دریافت کنند.

 شنیدن این جمله برای دوستم شوک بزرگی بود به طوری که شروع به بوسیدن دست و پای دکتر کرد و با التماس از او خواست که از این کار صرف نظر کند چرا که شوهرش در جریان کار او نبوده و آگاه شدن از این موضوع، زندگی زناشویی او را دچار بحران می‌کند .

دکتر زیر بار این خواسته نرفت و گفت که مسئولیت این کار را نمی‌پذیرد.

 او طبق قانون موظف بود شوهرش را در جریان ماوقع بگذارد و اجازه چنین عمل جراحی را از او بگیرد .

کار برای من هم سخت شده بود؛ نمی‌توانستم دوستم را که در چنان موقعیتی نیاز مبرم به آرامش و حمایت روانی داشت آرام کنم.

از طرفی ازبرخورد دکترش هم برآشفته بودم .

به هر روی، دوستم را تا حدودی آرام و امیدوار کردم و بعد سراغ خانم دکتر رفتم. از او خواستم چند دقیقه به حرف‌هایم گوش کند؛ او وانمود کرد که وقت زیادی ندارد و هر دقیقه ی وقتش از چنان اهمیتی دارد که نمی‌تواند صرف شنیدن اصرار و التماس‌های من کند!

 به او گفتم قصد التماس کردن ندارم و نیازی هم به این کار نمی‌بینم!

 قرص و محکم روبرویش ایستادم و گفتم لطفاً از این قضیه چیزی به شوهر این خانم نگویید !به صلاح زندگی زناشویی‌اش نیست...

 جواب داد: کاری که این خانم کرده به صلاح زندگی زناشوییش نبوده نه کاری که من قصد انجامش را دارم .شوهر این خانم، حق دارد بفهمد که...

میان حرفش دویدم و گفتم:شوهرِ این خانم در این باره هیچ حقی ندارند..

بلکه خود این خانمی دارد درمورد باردار شدن یا نشدنِ خود، خودش تصمیم بگیرد!

حالا همدرد مورد این عمل جراحی،صاحب این بدن باید تصمیم بگیرد و اعلام رضایت کند و نه شوهر ایشان .

اشاره به در کرد و گفت: برو بیرون خانم! ما قانون را بهتر از شما بلدیم و لازم نیست شما کار ما را به ما یاد بدهید .این حرف‌ها را ببرید جای دیگری بزنید... من کار دارم و وقت این حرف‌ها را ندارم...

 آمدم بیرون .بغض کرده بودم...

 من این حرف‌ها را کجا باید می‌بردم؟

 کجا شنونده و پذیرنده ای برای این حرف‌ها هست؟

 پرستار بخش به شوهر دوستم تلفن زد و نمی‌دانم چه گفت وچه شنید!

 مطمئن بودم فاجعه دیگری در راه است. قیافه شوهر دوستم جلوی چشمم بود با توصیفات و تعاریفی که درباره‌اش شنیده بودم :

این زن من، یه زنِ خودسر هست !

خودش سرِ خود برای خودش وام می‌گیرد!! سر خود برای خودش طلا می‌خرد و از من قایم می‌کند !!

سر خود تصمیم می‌گیرد ادامه تحصیل بدهد !!

 دور از چشم من دفترچه کنکور می‌گیرد و ثبت نام می‌کند!!

 حالا هم سرِ خود تصمیم گرفته بچه‌دار نشود و حرف مرا دوتا کند !!

از خودم می‌پرسم کدام کارِاین زن خطاست؟!

 اینکه خودش به این نتیجه برسد که لازم است وام بگیرد؟

 اینکه دلش بخواهد درسش را ادامه بدهد و کنکور ثبت نام کند ؟!

اینکه از پولی که متعلق به اوست برای خودش طلا بخرد و نخواهد کسی بداند ؟!

درست است که زن و شوهر همسر و هم نفسِ همند ؛اما هر انسانی _ولو بسیار نزدیک به انسان دیگر _فردیتی دارد و یک حریم شخصی ...که قابل احترام است و باید حرمتش حفظ شود .

حرف‌هایی هست که آدم فقط به خودش می‌تواند بگوید .

رازهایی هست که فقط خودش باید بداند و مسائلی هست که حق دارد خودش به تنهایی درباره‌اش تصمیم بگیرد.

 این‌ها هیچ کدام متضمن تجاوز به حقوق دیگری نیست و آزاری به دیگری نمی‌رساند. من نمی‌دانم تعریف علمی یا رسمی یا حقوقیِ " آزادی" برای یک زن چیست ؟

اما از دید من آزادی یعنی تمام چیزهایی که این زن ندارد ...

یعنی" فردیت" و" صلاحیت "ی که این زن از حیث انسان بودن دارد ولی جامعه و فرهنگ و حتی قانون برای او نمی‌شناسد .


انتهای پیام / روزنامه دیده‌بان زاگرس
دیده‌بان زاگرس امروز
آرشیو

یادداشت
آرشیو