مردم شناسی !!

کد خبر: 1258-50331 گروه: یادداشت
1405/03/31 01:13

زهرا موسایی

مردم شناسی و جامعه شناسی علمی است سازنده و بالنده که دستاوردها و تولیدات فکری اش گره از مشکلات بسیاری می‌گشاید ولی متاسفانه در کشور ما مغفول مانده و کنار رانده شده است؛ چرا که اصولاً در جامعه ما برخلاف انبوه شعارها و نوشته‌های توخالی، علم محلی از اعراب ندارد و نه تنها فضیلت نیست که خطرناک هم هست .

بسیاری از ما در عین حال که جامعه شناس و مردم شناس نیستیم اما از آنجا که مشت نمونه خروار است و هر کدام از ما با جمع کوچکی از اطرافیانمان احاطه شده‌ایم بر اساس استدلال و استقرا می‌توانیم اطلاعات جامعه شناسی خوبی در مورد  ساخت و بافت فکری جامعه‌مان پیدا کنیم .

به علاوه برخی مختصات ما ایرانی‌ها آنچنان بدیهی و چشمگیر است که برای دیدن و شناختشان نیاز نیست کارشناس باشی !مثل اینکه ما مردمی عافیت طلب و تن پرور هستیم و دوست داریم مشکلات و مسائل خود را با حرف زدن و راهکارهای متعدد زبانی و راه حل‌های دم دستی سریع الوصول حل کنیم .

کمتر اهل فکر کردن و تعمق و تحلیل هستیم در عین حال که تقریباً از همه جای عالم و همه چیز عالم سر در می‌آوریم و خود را صاحب نظر و عقیده و راهکار می‌بینیم .

تن به مشقت و کار اصولی و حساب شده نمی‌دهیم ...

زیر بار برنامه‌ریزی جدی و زمانبندی شده نمی‌رویم ...

بیشتر تحت تاثیر فضا و جو هستیم تا اصول برنامه‌ریزی .

حال و حوصله اجرای برنامه‌ها و شکیبایی و تن فرسایی لازم تا رسیدن به هدف را هم نداریم ..

می‌خواهیم سریع و فوری، کسانی یا چیزهایی مشکلاتمان را حل بکنند! سیاستمداران و قانونگذاران برایمان چاره‌ای بیندیشند؛

 نمایندگان مجلس برایمان کاری بکنند؛ روشنفکران و متفکران به جایمان فکر بکنند؛ دکترها به جایمان کاری بکنند... رژیم غذاییمان را نمی‌توانیم تغییر بدهیم یا کمتر بخوریم ،دکترها باید لطف کنند قرصی بدهند یا دارویی که مشکلاتمان رفع بشود !

ورزش و پیاده‌روی نمی‌توانیم بکنیم؛ اگر بشود قرص و شربت یا آمپولش را استفاده می‌کنیم که مسئله‌مان رفع شود .

امروز را نمی‌گویم که بحران‌های متعدد انگیزه و امید را از توده مردم گرفته و روحیه سرزندگی و شادابی و سازندگی را از آنها سلب کرده، به گمان من ایرانی تا بوده همین بوده بیش از اینکه انسانِ روی زمین باشد و پایش روی زمین سفت واقعیت باشد نگاهش رو به آسمان وغیب  بوده؛ دست به دعا بوده و دوای دردش را از غیب و از خدا و از ماورا درخواست می‌کرد ه؛

حتی چاره و راه حل پیشامدهای خانوادگی و مسائل خصوصی و شخصی‌اش را هم از غیب می‌خواهد از دعانویس و فالگیر ....

ملتی آسمانی ،بیگانه با واقعیت‌های روی زمین .

"تو بگو من چه کنم" این جمله‌ایست پر استفاده برای ما ایرانی‌ها ...

ما فکر کردن بلد نیستیم؛ از یافتن راه حل و راهکار ناتوانیم و فقط میل داریم و لذت می‌بریم که ناله کنیم و درد دل کنیم با خانواده یا دوستان یا همکاران یا زنان همسایه...

 قبلاً دو به دو می‌نشستیم توی کوچه پشت درب خانه‌ها ..؛یا مردهامان چند تا چند تا کنار گذرها آفتاب می‌گرفتند و یا توی قلیانی‌ها چای می‌خوردند و ازاوضاع و احوال ِمملکت و سیاست و حوادث دنیا می‌گفتند و می‌نالیدند حالا هم در دورهمی‌ها و مجلس‌ها و مهمانی‌ها .....

بی اینکه گفته‌هاشان به راه حل عینی و ملموس منجر شود یا تکان و حرکتی در آنها پدید آورد .

همین که ببینند دیگران هم مثل آنها فکر می‌کنند و دغدغه آنها را دارند برایشان کافیست .

همین که ثابت شود حق با آنهاست کفایت می کند!

 هرگز نمی‌پرسند که چه باید کرد؟ چه باید بکنم ؟بلکه همیشه امید دارد کسی یا کسانی برایش کاری بکنند..

 مثلاً امام زمان ظهور کند یا خدا خودش رحم کند و فرجی حاصل شود ...

ما ایرانی‌ها آدم‌هایی توهم زده بدون حرکت و بلا اثر هستیم .

سنجاق شده به گذشته و گذشتگانمان..! گذشته و گذشتگان اثرشان روی زندگی اندیشه‌ها، باورها و تصمیمات ما بیش از زندگان امروزی است ...

 و توقع داریم" حال" ما خوب باشد .

مطالب منتشره در فضای مجازی و واکنش مردم را به آنها ببینید و بسنجید؛ مطالبی که بیشتر شرح مشکل و به نوعی همدردی و ابراز درد دل است مورد اقبال بیشتری است و لایک بیشتری می‌خورد؛ مطالب عمیق‌تر که مسائل و مشکلات را شکافته و ریشه‌یابی می‌کند، این‌ها تخصصی است و به درد ما نمی‌خورد..!

 چه باید کرد ؟

این را هر کسی باید از خودش بپرسد و خودش پاسخش را بیابد.

 باید ببیند خود او که یک نفر است چه می‌تواند بکند برای نجات خودش و اطرافیان و همشهریان و هم‌وطنانش...

 تغییر در جامعه، تغییر در اوضاع مملکت، از خود خود هر کس به تنهایی شروع می‌شود ! در هر شخصی یک راه حل اساسی زمینی قابل دسترس و بی نهایت اراده و قدرت وجود دارد و نمی دانم فعلا باد می خورد یا خاک می خورد ......


انتهای پیام / روزنامه دیده‌بان زاگرس
دیده‌بان زاگرس امروز
آرشیو

یادداشت
آرشیو