بیش فعالی !!
زهرا موسایی
"بیش فعالی" نوعی اختلاف رفتاری _رشدی است که باعث بروز واکنشهای تکانشی، اختلال در یادگیری و فعالیتهای فیزیکی بیش از اندازه و رفتارهای غیر عادی میشود .
این تعریف ،یک تعریف علمی روانشناسانه و محترمانه است؛ تعریف عامیانه و غیر رسمیاش این است که از دیوار راست بالا میروند و یک لحظه یکجا نمیتوانند بند بشوند. آنقدر حرف میزنند که آدم سرسام میگیرد. آنقدر میدوند که آدم را دیوانه میکنند..
پدرها و مادرها و اطرافیان بچههای بیش فعال زحمت زیادی تحمل میکنند .تربیت و حتی تحمل اینجور بچهها نیاز به حوصله، درک ،پذیرش وآگاهی بیش از حد و به عبارتی اعصاب پولادین دارد .
در درون این بچهها یک انرژی عظیم و یک جریان پرتلاطمی وجود دارد که هرگز تمام یا متوقف نمیشود؛ میخروشد، میپاشد،می شکند، میکوبد، میدود و دمار از روزگار اطرافیان در میآورد .
پزشکی و روانشناسی اسمش را اختلال میگذارد ولی من ابداً قبول ندارم.! نمونههایش را در بین اقوام همسایهها و حتی دوستان دیدهام و اگرچه شخصاً نمیتوانم تصور کنم حتی یک روز هم بتوانم چنین بچههایی را تحمل کنم اما به هیچ وجه به پدرها و مادرهاشان حق نمیدهم که برای مهار این انرژی عظیم دست به تنبیه بدنی و ضرب و کتک کاری بزنند .
توی اتاق ،حمام خانه یا انباری حبسشان بکنند و سرشان داد بزنند :"تا وقتی پسر خوبی نشدی و یاد نگرفتی مثل یک بچه مودب یک جا آروم بشینی همونجا بمون و به کارهات فکر کن .!"
اینها بچههای خوبی هستند و همه بچههای دنیا خوب هستند ؛تا زمانی که بزرگ بشوند و وارد بازی کثیف آدم بزرگها بشوند !!
اینها خوب هستند ؛فقط چیز خوبی دارند که ناشناخته است؛ بزرگترها آن را نمیشناسند و نمیدانند چقدر مهم است و چقدر به کار بشریت میآید !!
اینها یک قدرت هنگفتی دارند و یک نیروی فوق العاده که در یک جسم کوچک و یک انسان کودک گذاشته شده است ...
اینها کودکند و زبانشان قاصر است که بگویند :ما مجرم و گناهکار نیستیم و این بیش فعالی ما اختلال نیست؛ یک جور نبوغ و استعداد و امتیازی است که به درد فردای بشریت میخورد .
این بچههای غیر عادی ،همان نوادر روزگار و قهرمانان بزرگ تاریخ خواهند بود.. انیشتین، چرچیل، لئوناردو داوینچی، سقراط ناپلئون ،موتزارت ،گراهام بل و دهها نابغه دیگر که همه در کودکی بیش فعال بودهاند و خدا میداند چه تعداد کودک بیش فعال دیگر که به ضرب و شتم پدرها و مادرها و هزاران ترفند و حیله و بند و زنجیر مهار شدند و سرکوب شدند و حرام شدند .
میخواهم بگویم هر چیز غیر عادی اختلال نیست حتی اگر علم بگوید ؛حتی اگر همه عالم بگویند..!!
بچههای بیش فعال یا تبدیل به دانشمند و مصلح و سیاستمدار و انقلابیون بزرگ تاریخ میشوند .(به شرط آنکه در مسیر درست جهت دهی شوند) و یا تبدیل به جنایتکاران و قانون گریزان و اشرار بزرگ .
باید غیر عادی بودنها و متفاوت بودنها را بپذیریم حتی اگر تحملش برایمان سخت باشد.
و نخواهیم که همه بچهها آرام و مودب باشند و همه انسانها شبیه به هم و همرنگ ....
شاید جماعت ها،شاید جمعیتها اشتباه کنند و اشتباه باشند بگذارید کودکی باشد که حقیقت را فریاد بزند ..!
اگر جامعه فرهنگی و اقتصاد ما امکانش را داشت شاید توصیهام این بود که این بچهها باید در خانههایی با حیاطهای خیلی بزرگ در مهد کودکهایی خیلی خاص در مدارس با امکانات و شرایط فوق العاده پرورش پیدا کنند .
انرژی اینها را باید در کوهستان و جنگل و کویر و بیابان و وسط دریا تخلیه کرد .معلوم است که نگه داشتن و حبس کردن یک پیش فعال در یک آپارتمان کوچک و کلاس درس کاری اشتباه و تحمل ناشدنی است .
به اینها نباید گفت بنشین یکجا! روی مبل خانه، روی صندلی کلاس... اینها برای خروشیدن، برهم زدن و باز ساختن طراحی شدهاند. نمیشود اینها را یکجا نشاند ..
برای این آمدهاند که نظمهای اشتباه موجود و ساختارها و قالبها و محدودیتهای ظالمانه را به چالش بکشانند و چیزهایی را خراب کنند و چیزهای قشنگی را بسازند..
به طبیعت اینها دست نزنید! نخواهید که طبیعت و فردیت آدمها را تغییر دهید و در قالب فرمهای اجتماع در بیاورید !
بگذارید خودشان باشند .
و کار خودشان را بکنند ..
اینها را به هر حال هیچکس نمیتواند متوقف کند و هیچ مانعی از حرکت باز نمیدارد ؛اما خدا کند به جای اینکه در مسیر اشرار مسلح و قاچاقچیان و سارقان بیفتند در راه تولید و سازندگی و آبادانی قدم بردارند ....
انتهای پیام / روزنامه دیدهبان زاگرس

