زن و امنیت اجتماعی !!
زهرا موسایی
صحبت از مسائل زنان در نشستهایی که اکثریت با آقایان است با دیدگاهها و زمینههای فکری و مقدمات نظری متفاوت، دقت و احتیاط زیادی میطلبد .
در یک نشست دوستانه فامیلی ناخواسته بحث به مسئله زنان کشیده شد .حرف از فرصتهای آموزشی و آمار بالای دانشجویان دختر شد.گفتم :اینکه دانشگاهها پول بگیرند و سواد بفروشند افتخاری ندارد! نشانه ی این نیست که اینجا کسی دغدغه ی آگاه شدن و توانمند شدن زنان را داشته باشد؛ دانشگاه های ما بنگاههای فروش تئوری و فرمول و عدد و رقم اند؛ می فروشند پولش را می گیرند .اگر صداقت و خلوصی می بود باید خروجی دانشگاه، متفکر و و دانشمند و نظریه پرداز و فیلسوف و صاحبان سبک می بود نه میلیونها دختر بدون ایده و هدف و مهارت با سرنوشت مشابه محتوم!!
یکی از آقایان در دفاع از وضعیت موجود گفت: آسایش و آرامشی که خانمهای اینجا امروز دارند هیچ جای دنیا هیچ وقت نبوده است! اگر اعتراضی هست از سرِ مستی و ناسپاسی است...
دیگری هم در تایید صحبت ایشان گفت: امکاناتی که امروز برای خانمها فراهم است و آزادی و زمینه رشدی که برایشان هست بینظیر است .
و دیگری هم و دیگران هم همگی تایید کردند و چیزهایی گفتند که من دیدم فضای فکری و زاویه دید من و ایشان آنقدر دور از هم و متفاوت هست که من هر توضیحی بدهم نه پذیرفته خواهد شد و نه حتی شنیده میشود...
باز یکی شان با غرور ناشی از اطمینانی گفت: و چقدر امنیت دارند اینها ..اینجا من زن و بچهام را میگذارم توی خانه ؛
میروم شاید سه چهار روز بعد برمیگردم خانه و خیالم راحت است که هیچ خطری تهدیدشان نمیکند !
بغل دستیاش سری به تاکید تکان داد و گفت :دقیقاً ...خود من هم که عسلویه کار میکنم شاید پیش بیاید که سه ماه خانه نباشم و خیالم راحت است که خانمم در خانه امنیت کامل دارد.
خندیدم و گفتم: اینکه آدم اموالش را در گاوصندوق بگذارد و خیالش راحت باشد جایش امن است که نشد امنیت !!امنیت وقتی است که خانم شما نه در خانه که در کوچه و خیابان و اداره و بازار باشد و امنیتش تامین باشد... ضمناً اجازه بدهید راجع به امنیت خانمها یک خانم اظهار نظر کند. کسی چون من که مثلاً به خاطرشرایط کاریم مجبور هستم تا دیر وقت بیرون از خانه باشم ؛یا زنی که دیر هنگام فوریتی برایش پیش میآید و مجبور میشود بیرون از خانه باشد .
اجازه بدهید زنی که وسیله شخصی ندارد و دسترسی به تاکسی و اتوبوس ندارد و مجبور است کنار خیابان بایستد و برای متوقف کردن رانندگان ماشینهای شخصی دست بلند کند اظهار نظر کند ....
اجازه بدهید زنانی که تخصص و سواد یا مهارت کافی ندارند و برای گذران زندگی مجبور به کار کردن و پذیرفتن مشاغل خاصی هستند نظر بدهند!
یکی از آقایان حضار اینجا به میان حرفم پرید و گفت یک زن چرا باید دیر هنگام یا فلان ساعت از شبانه روز بیرون از خانه باشد که مشکلی برایش پیش بیاید ؟اتفاقی هم اگر بیفتد و ضرورتی پیش بیاید این زن شوهری ،برادری ، پدری بالاخره مردی را اطرافش دارد که بتواند....
به دنبال این صحبت یکی دیگر از آقایان هم ادامه داد :اصلاً چرا یک زن باید کار کند؟ زندگی سخت شده است بشود آدم
نان خالی بخورد و شرافت و ناموسش به خطر نیفتد!!
جواب دادن به این شخص، توضیح ِاینکه کسب درآمد فقط یکی از نتایج کار کردن است و هدف از کار کردن یک زن میتواند اهداف مهمتری چون رشد و تعامل اجتماعی، ، اعتماد به نفس و استقلال مالی و غیره باشد مشکل بود ؛گفتم: آقا اصلاً من یک خانم متمول و غیر شاغل... هیچ فوریت و ضرورتی هم وادارم نمیکند دیر وقت بیرون از خانه باشم.. من فقط میل دارم یک پیادهروی شبانه داشته باشم .
فقط دوست دارم در خلوت و سکوت شبانگاهی در غیبت آدمها و ماشینها و سر و صداها و رنگها و هر چیز دیگری ،تنهایی قدم بزنم و لذت ببرم.. آیا امنیت من تضمین شده است ؟؟!
اینکه کسی عملاً مزاحمتی برای من ایجاد نکند و یا قضاوت نادرستی در مورد من نداشته باشد؟
دیدم دارند چپ چپ و غضبناک نگاهم میکنند و احتمالاً در ذهنشان سرزنشم میکنند..
ادامه دادم :اینکه شما سکوت کردهاید و جوابی برای گفتن ندارید نشان میدهد که امنیت برای ما وجود ندارد .
و اینکه اینطور نگاه و احتمالاً سرزنشم میکنید و حقی را که برای آقایان بدیهی و پیش پا افتاده میدانید برای یک زن قائل نیستید نشان میدهد که برابری جنسیتی برای ما وجود ندارد... تمام .
انتهای پیام / روزنامه دیدهبان زاگرس

