حریم خصوصی زن !!

کد خبر: 1525-50331 گروه: یادداشت
1405/03/31 01:16

زهرا موسایی

 

دست فروشیِ جوان‌ها ،از جمله مشاغل کاذبی است که اگرچه شرافتمندانه است اما دردآور است.

اینکه جوانان این مملکت لیسانس و فوق لیسانس بگیرند و تمام آموخته و اندوخته شان،تمام استعداد و قابلیت‌هایشان صرف این شود که بساط پهن کنند و جوراب، اسکاج، دستگیره آشپزخانه ،اسباب بازی یکبار مصرف و غیره بفروشند دیدنش درد دارد..!!

 سریع از کنارشان رد می‌شوم که نبینم اما در مقابل کتاب فروش‌هاشان، پاهایم فرمان نمی‌برند؛ معمولا می‌ایستم و کتابی می‌خرم امروز در مسیرم به دختر جوانی برخوردم که بساط کتاب‌هایش را کنار پله برقی پهن کرده بود .

تا ایستادم کنارش با لبخندی به التماس گفت : "خانم میشه چند دقیقه اینجا بایستید ؟..خواهش می‌کنم ..!!"

فکر کردم برای تبلیغات و جلب توجه مشتری این درخواست را می‌کند اما نه؛ اشاره کرد به آقای جوانی که چند متردورتر ایستاده بود و گفت :این آقا مزاحم من است و اذیتم می‌کند !

نگاهش کردم داشت کتابی را ورق می‌زد .به ما نزدیک شد و از فروشنده درباره کتاب سوالی کرد و بعد هم همان جا نشست تا مقدمه کتاب را بخواند و تصمیمش را برای خریدن یا نخریدن بگیرد؛ پرسیدم :"شما هر وقت می‌خواهید کتابی بخرید می‌نشینید مقدمه‌اش را می‌خوانید ؟"

با لحن روشنفکر مآبانه ای گفت : "شما نمی‌خوانید ؟"

گفتم : "خیر! نگاهی به سرفصلها و توضیحِ پشت کتاب می‌اندازم و تصمیم می‌گیرم !

همانطور که داشت توضیح می‌داد و مرا متقاعد می‌کرد شانه‌های دختر جوان را لمس کرد و دستش را گرفت ؛

دخترک ترسان و لبخند زنان عقب کشید و بدون هیچ اعتراضی به من نگاه کرد ...

به آرامی مرد را عقب زدم و با جدیت گفتم : آقا لطفاً عقب بکشید !شما حق ندارید این خانم را لمس کنید؛ این خانم به شما اجازه چنین کاری نمیده..!!

 با پررویی تمام گفت : "من آدم بی‌ادبی نیستم ؛ما توی یک خانواده راحت و آزاد بزرگ شده‌ایم و با دیگران راحت برخورد می‌کنیم..!!

 به چرت و پرت‌های بی‌ربطش اعتنایی نکردم و بین او و دختر جوان قرار گرفتم.

- به هر حال کار شما خلاف ادب هست است . اینجا هم خانواده شما نیست؛ فضای جامعه است و باید حریم شخصی دیگران را رعایت کنید ..!!

کمی جا خورد و گفت : شما هر وقت مشقاتون رو نوشتید بیایید با من حرف بزنید !

من بالاخره متوجه نشدم این آقا تحت تاثیر نوشیدن یا خوردن چیزی بود یا واقعاً عادت رفتاری اش به این زنندگی بود .

متوجه نشدم تز روشنفکریش بود یا واقعاً حال خوشی نداشت ..

منظورش این بود که مثلاً خارج رفته است و تجربه زندگی در جوامع آزاد را دارد و از موضع بالا به پایین به ما نگاه می‌کرد یا ....؟؟

برایم اهمیتی نداشت آنچه برایم مهم بود انفعال و ضعف دختر جوان در مقابل او بود .

اینکه خانواده ،مدرسه، رسانه و هیچ چیز دیگری او را در مقابل این آزار واکسینه نکرده بود و او مهارت دفاع از خود در جامعه را یاد نگرفته بود .هیچ جای "هدیه‌های آسمان" و "قرآن" و" ریاضی "و "علوم "و "هنر "و "دین و زندگی"ِ مدارس ما ،مهارت نه گفتن را به او نیاموخته بود .

اینجا می‌خواهم خطاب به همه دختران و زنان سرزمینم یادآوری کنم که بدن و جسم آنان منحصراً متعلق به خود آنهاست و هیچکس- پدر مادر ،خواهر و برادر ،همکار و همسر و هیچکس!! حق و اجازه ی اینکه بر خلاف میل آنها، سر انگشتشان را لمس کند ندارد !

هیچ پدر و مادری نمی‌تواند برخلاف تمایل کودک او را ببوسد و در آغوش بگیرد .

(قابل توجه پدر و مادرهایی که کودکشان را به زور نگه می‌دارند تا عمه و خاله ،ماچ آبدار از گونه شان بگیرد!!)

 صاحب اختیار و ذی حقِ انحصاری بدن و جسم یک زن خود اوست و هیچکس صلاحیت اینکه در مورد جسم او تصمیم بگیرد یا به نحوی به حریم شخصی و فردی او تجاوز کند را ندارد .

(قابل توجه قانونگذارانی که تصمیم گیری در مورد حق بارداری و تعداد فرزندان، تصمیم گیری در مورد بدن زن و اجازه اعمال جراحی زنانه را منوط به کسب اجازه از شوهر می‌دانند و قابل توجه فقها و قانونگذارانی که قوانین و احکام عدم تمکین را وضع می‌کنند !!)

جمهوری اسلامی ،ایالات متحده، فرانسه، آلمان یا هر جای دیگر دنیا ،ادب اجتماعی حکم می‌کند که فاصله شخصی و حریم فردی دیگران -که در فرهنگ‌های مختلف متفاوت است- را رعایت کنیم و از میزان مشخصی به آنها نزدیک‌تر نشویم .

برخلاف میل و اجازه علنی یا ضمنی دیگران آنها را لمس نکنیم .

لطفاً قاطع باشید و با شهامت تمام از حقوق خود دفاع کنید !

تمام آنچه راجع به ظرافت و ضعیفگی زن به  ذهن و باور شما خورانده اند همه را یکجا بریزید دور..!!

 برای همیشه به خاطر داشته باشید قدرت انسان‌ها در قدرتِ کلمه و نیروی اندیشه او است و نه زور بازوی او .....


انتهای پیام / روزنامه دیده‌بان زاگرس
دیده‌بان زاگرس امروز
آرشیو

یادداشت
آرشیو